وبلاگ اعیاص

اعیاص --» السلام علیک یا اباصالح المهدی

وبلاگ اعیاص

اعیاص --» السلام علیک یا اباصالح المهدی

نویسندگان
آخرین نظرات

بسم رب الشهدا و الصدیقین

شهید مطهری ایثار


ایثار

 یکی دیگر از عناصر اخلاقی موجود در این حادثه، چه نمایشگاه ایثاری بوده است کربلا

شما ببینید آیا برای ایثار ، تجسمی بهتر از داستان جناب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام میتوان پیدا کرد؟...

تجلی دادن این عاطفه انسانی و اسلامی،  یکی از وظایف کربلا بوده است و گویی این نقش به عهده ابوالفضل العباس گذاشته شده است.

آن حضرت بعد از آنکه چهار هزار مامور شریعه فرات را دریده است،وارد آن شده و اسب را داخل آب برده است به طوری که آب به زیر شکم اسب رسیده و ابوالفضل میتواند بدون اینکه پیاده شود،مشکش را پر از آب بکند. همینکه مشک را پر از آب کرد،  با دستش مقداری  آب برداشت و  آورد جلوی دهانش که بنوشد،  دیگران از دور ناظر بودند،  آنها همین قدر گفته اند که ما دیدیم که ننوشید و آب را ریخت.

ابتدا کسی نفهمید که چرا چنین کاری کرد. تاریخ می گوید:  « فذکر العطش الحسین » یادش افتاد که برادرش تشنه است،  گفت شایسته نیست حسین در خیمه تشنه بماند و من آب بنوشم.

حالا تاریخ از کجا می گوید؟  از اشعار ابوالفضل ،  چون وقتی که بیرون آمد،  شروع کرد به رجز خواندن،  از رجزش فهمیدند که چرا ابوالفضل تشنه آب نخورد...رجزش این بود؛

یا نفس من بعد الحسین هونی

فبعده لا کنت ان تکونی

 

خودش با خودش حرف می زد، خودش را مخاطب قرار داده  میگوید:  ای نفس عباس می خواهم بعد از حسین زنده نمانی، تو می خواهی آب بخوری و زنده بمانی؟  عباس! حسین درخیمه اش تشنه است و تو می خواهی آّب گوارا بنوشی ؟

به خدا قسم ، رسم نوکری آقایی، رسم برادری ، رسم امام داشتن، رسم وفاداری چنین نیست. همه اش سراسر وفا بود.

 

الهام گرفته از سخنان استاد شهید مطهری

وبلاگ اعیاص

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی